X
تبلیغات
✿دل نوشته های یه عاشق✿


✿دل نوشته های یه عاشق✿


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

     

             

شنبه هفدهم دی 1390| 13:21 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙|

سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392| 11:8 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙|

یه صفحه سفید، به همراه یک قلم

این بار حرف ،حرف نگفته ست

یک حرف تازه

نه از تو …

هی فکر می کنم

هی با قلم به کاغذ سیخ می زنم اما

دیگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند

انگار این قلم

جز با حضور نام تو فرمان نمی برد

در تمام صفحه های دفتر شعرم

در گوشه های خالی قلبم

در لحظه های تلخ سکوتم و فکرهام

چیزی به جز تو نیست که تکرار می شود

 تكه متن هاي كوتاه عاشقانه و رمانتيك همراه عكس

جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392| 11:6 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙| |

سه شنبه دهم اردیبهشت 1392| 20:52 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙|

بآورتـــ بِشَود یآ نـﮧ

روزﮮ مـﮯ رسُد کـﮧ دِلَتــ برآﮮ هیچ کَس؛

بـﮧ اَندآزه ﮮ مَـטּ تَنگــ نَـפֿوآهَد شُد

برآی نِگآه کَردَنمـــ

כֿـَندیدنمـــ

اَذیتـــ کردَنمــــ

برآی تَمآم لَحظآتـﮯ کـﮧ دَر کـ ـنارَم دآشتی

روزﮮ خوآهد رسید کـﮧ در حَسرَت تِکرآر دوبآره مَـטּ خوآهـﮯ بود

می دآنم روزﮮ کـﮧ نبآشَم "هیچکَس تکرآر مـטּ نخوآهد شُد

جمعه ششم اردیبهشت 1392| 15:5 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙| |




زندگی برای زیستن است نه برای مردن نه برای بودن و راهی است

برای رفتن... زندگی دریایی از اشوبهاست تلخ و شیرین

راهی است برای انتخاب...زندگی خواستن است فراموشی است

راهی است برای یادگاری...زندگی لحظه های مکرر است لحظه

های غریب لحظه های اشنا... زندگی تجربه است تجربه های

خوب تجربه های زشت راهی است برای هجرت... زندگی گذشتن

است از بدی ها از نامردیها راهی است برای مردن...


چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392| 13:11 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙| |


در پرتو الطاف ایزد منان

نوروز فرخنده بر روزگار خرمتان مبارک

و بهار شوق انگیز بر قامت سبز وجودتان


شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآشکوفه باران باد شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ




عیدو به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم وامیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشین

پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391| 18:24 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙| |

دستم به آرزوهایم نمی رسد

آرزوهایم بسیار دورند...

ولی درخت سبز صبرم می گوید:

امیدی هست...خدایی هست...

این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک صندلی زیر پایم می گذارم

شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد...



یکشنبه ششم اسفند 1391| 19:12 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙| |


یه صفحه سفید، به همراه یک قلم

این بار حرف ،حرف نگفته ست

یک حرف تازه

نه از تو …

هی فکر می کنم

هی با قلم به کاغذ سیخ می زنم اما

دیگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند

انگار این قلم

جز با حضور نام تو فرمان نمی برد

در تمام صفحه های دفتر شعرم

در گوشه های خالی قلبم

در لحظه های تلخ سکوتم و فکرهام

چیزی به جز تو نیست که تکرار می شود

دوشنبه نهم بهمن 1391| 10:39 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙| |


    باز دلم گرفت 

آسمان هم نیم نگاهی ابریسیت؟

انگار آسمان دلش گرفته و بغض دارد!

  گلایه های بسیاری دارم 

نمی دانم از کجا آغاز کنم؟

یا نمی دانم صدایم به تو خواهد رسید

نمی دانم  آیا نشسته ای فقط به درد ما آدمها گوش کنی؟

آرزوهایم یک به یک فنا شدند

  جوابی ندارم 

خداوندا نمی دانم اگر آفریده ای چرا اینگونه؟

خداوندا آیا حکمت توست ؟

گفته ای درد و رنج را آفریدی تا امتحان کرده باشی؟

پس کجاست وعدهء رستگاری و شادیت؟

  کفر گفتن آسان است خداوندا 

می دانی که کفر نمی گویم اما گلایه دارم از روزگارت؟

زمین و آسمان از روزگارت به درد آمده اند جوابی نیافتم؟




دوشنبه یازدهم دی 1391| 13:22 | ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙| |

X-themes