|
لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در شنبه هفدهم دی 1390 و ساعت
13:21 |
مجنون
مجنون..![]()
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
گفت یارب از چه خارم کرده ای؟ بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ خسته ام زین عشق دل خونم نکن من که مجنونم،تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو،من نیستم گفت : ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یکجا باختم کردمت آواره ی صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سر میزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم
لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 و ساعت
22:48 |
یک چشمه همیشه باید توش اشک باشه وگرنه می سوزه یک دل همیشه باید توش غم باشه وگرنه می شکند یک لب همیشه باید روش خنده باشه وگرنه زود پیر میشه یک کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسیر میشه یک صورت همیشه باید شاد باشه وگرنه به دل هیچکس نمی چسبه یک دیوار باید به یک تیر تکیه کنه وگرنه می ریزه یک قلب پاک همیشه باید به یک نفر ایمان داشته باشه وگرنه فاسد میشه. یک جاده باید انتها داشته باشه وگرنه مثل یک کلاف سردرگمه. یک قنار باید به خوش آوازی ایمان داشته باشه وگرنه ساکته.
برو ادامه ی مطلب... ادامه مطلب لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در جمعه یکم اردیبهشت 1391 و ساعت
11:8 |
کاش میدیدم چیست آنچه که از چشم تو تا عمق وجودم جاریست دست هایم برایت شعر می نویسد اما تو هرگز نخواهی خواند آتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو هرگز نخواهی دید نه تو هرگز نخواهی فهمید و من با این اندوه از کنارت خواهم گذشت و باز تو درک نخواهی کرد...
لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در سه شنبه دوم اسفند 1390 و ساعت
17:48 |
گفتي :شعر هايت همه رنج و عذاب گفتي :عشق چيست تو مي داني؟ گفتي :عشق فقط غم نيست گفتي:چرا عشق همزبانش دوري ايست گفتي:چرا ماندن هميشه سخت است؟ گفتي:مرا اين شوريده حالي چه حاصل ؟ گفتي:پس از عشق فا صله گيرم گفتي :بي ترديد عاشقم كردي گفتي:پس اين همه عذاب چيست؟ گفتي :از من خام نباش دلگير گفتي مي پندارم كه تو عاشق تريني گفتي:قربا ني تو ميشوم روزي گفتي :مهما ني اش به عهده ي من گفتي : اخر داستان عشقت همين بود؟ گفتي:پس عشق از وصال مي گريزد گفتي :عشق چيست بي حاصل؟ گفتي: پس ما هر دو عاشق ترينيم؟ گفتي:پس هر دو مي شويم قرباني
لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت
11:26 |
خانه ی دوست کجاست؟ ![]() ![]() ![]() ![]()
خانه دوست کجاست؟
به تو عادت کرده بودم اي به من نزديک تر از من اي حضورم از تو تازه اي نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگي به شبنم مثل عاشقي به غربت مثل مجروحي به مرهم لحظه در لحظه عذابه لحظه هاي من بي تو تجربه کردن مرگه زندگي کردن بي تو من که در گريزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گريه شب به تو حجرت کرده بودم با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم خونه لبريز سکوته خونه از خاطره خالي من پر از ميل زوالم عشق من تو در چه حالي
لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در دوشنبه دهم بهمن 1390 و ساعت
9:55 |
*•.تفصیر عشق :.•* عشق يعني با تو خواندن از جنون عشق يعني سوختنها از درون، عشق يعني سوختن تا ساختن ، عشق يعني عقل و دين را باختن ، عشق يعني دل تراشيدن ز گل ، عشق يعني گم شدن در باغ دل ، عشق يعني تو ملامت کن مرا، عشق يعني مي ستايم من تو را ، عشق يعني در پي تو در به در ، عشق يعني يک بيابان درد سر، عشق يعني با تو آغاز سفر ، عشق يعني قلبي آماج خطر، عشق يعني تو بران از خود مرا ، عشق يعني باز مي خوانم تو را ، عشق يعني بگذري از آبرو ، عشق يعني کلبه هاي آرزو، عشق يعني با تو گشتن هم کلام، عشق يعني شاخه اي گل در سبد ، عشق يعني دل سپردن تا ابد ، عشق يعني سروهاي سر بلند ، عشق يعني خارها هم گل کنند، عشق يعني تو بسوزاني مرا ، عشق يعني سايه بانم من تو را ، عشق يعني بشکني قلب مرا ، عشق يعني مي پرستم من تو را، عشق يعني آن نخستين حرفها ، عشق يعني در ميان برفها، عشق يعني ياد آن روز نخست ، عشق يعني هر چه در آن ياد توست، عشق يعني تک درختي در کوير ، عشق يعني عاشقاني سر به زير، عشق يعني بگذري از هفت خان ، عشق يعني آرش و تير و کمان .... ![]()
لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت
11:5 |
همه می گویند ترانه های تنهایی ام تکراری شده همه می گویند صدای شکستن قلبم کلیشه ای شده
و تو تو می گویی حرفهاي دلتنگي ام مصنوعی شده دیروز دوباره سراغ ترانه هایم رفتم و از نو سرودمشان سراغ قلبم رفتم و تکه هایش را دوباره به هم چسباندم حرفهايم را اما هر چه گشتم پیدا نکردم گمانم پیش تو جا مانده باشند آنگاه که دلتنگي هایم را در گوشت می خواندم و اشکهایم را بی محابا بر قلبت می راندم و امروز سراسیمه به خانه ات آمده ام تا ترانه های تکراری را جان تازه . جان تازه بخشم وحرف های مصنوعی را رنگ حقیقت سرم را روی شانه هایت میگذارم و بی صدا اشک می ریزم حرف های دلتنگی ام را این بار از بی قراری چشمهایم به خاموشی قلبت می بارم تاحقیقت دلتنگی ام را از ویرانه های قلبت
بشنوی..
لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 و ساعت
13:51 |
![]() دوستای عزیز هر کی دوست داشت که کد لوگوی منو داشته باشه بهم بگه تا بهش بدم
لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در شنبه هفدهم دی 1390 و ساعت
13:17 |
همیشه اولین و آخرین ک
لام شعرهایم تو بوده ای همیشه برایم به معنای واقعی یک عشق بوده ای گرچه گهگاهی از تو بی وفایی دیده ام اما همیشه برایم باوفا بوده ای گرچه دلم را میشکنی و اشکم را در می آوری اما تو همیشه برایم یک دنیا بوده ای صدای آهنگ عشق برایم غم انگیز است ، اما همیشه آن را گوش میکنم گاهی شنیدن حرفهایت برایم تلخ است ، اما دائم پیش خودم تکرار میکنم اگر روزی نباشی در کنارم ، برای من همیشه هستی روزی اگر بروی ، در قلبم همیشه خواهی ماند اینجا که هستم پر از دلتنگیست، حس نبودنت در کنارم خاطرم را پریشان کرده اما حس بودنت در قلبم دلتنگی و غم دوری ات را انکار کرده
گاهی وقتی به دوری می اندیشم قلبم میلرزد، نکند که از من سرد شوی، نکند که
با کسی دیگر همنشین شوی ، نکند که ما را فراموش کنی و عاشق کسی دیگر
شوی… نباید بیش از این خودم را با این فکرها برنجانم ،عشق خودش پر از درد و رنج است! خلاصه این را بگویم برایت ، هر زمان که بخواهی میشوم فدایت اگر تنهایم بگذاری باز هم مینشینم به پایت همیشه اولین و آخرین کلام شعرهایم تو بوده ای ، میخواهم این شعر اولینش تو باشی و آخرین نداشته باشد همچنان ادامه داشته باشد…. ![]() عشق نمی پرسه تو کی هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله منی . عشق
نمی پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توی قلب من زندگی می کنی .عشق نمی پرسه چه کار می کني؟ فقط ميگه: باعث می شی قلب من به ضربان بيفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم معمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است
دلتنگی هایم را باد به تمسخر می گیرد و پاییز با رنگ زرد بر آن طعنه می زند چه کنم که دلم از غربت خیس جاده ها می گیرد و ترانه های زخمی سینه ام می شکافد چه کنم که در خلوت تنهاییم هر شب دلم یکریز می شکند و ابر بهاری یک لحظه آرام و قرار ندارد چه کنم که دریای دلم طوفانی است ![]()
لینك ثابت | نوشته شده توسط ✿مهتاب✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●•٠·˙ در شنبه هفدهم دی 1390 و ساعت
12:9 |
آخرین مطالب ارسال شده
|
كد لوگوي قلبي خسته از تپيدن
|